بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

مقدمه 17

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

11 - در كلمات خدايى و توانايى و امثال آن ، دو ياء را گاهى درست و گاهى به شكل يك ياء ( خداى ، تواناى ) نوشته است . اين نسخه با اختلافات ياد شده و با داشتن اغلاط از نسخهء پاريس مرتب‌تر و صحيح‌تر است ، و بهمين‌جهت آن را متن قرار داد ولى در كتابت آن ، رسم‌الخطهاى نام‌برده و نظائر آن را كه بواسطهء اختلاف مايهء پريشانى حواس خواننده است ، ترك و بجاى آنها شيوهء را كه امروز معمول است اختيار كرد ، و املاهاى ذيل و امثال آن را كه مورد دقت و يا شايستهء پيروى مينمود بر حال خود گذارد : 1 - اينكه گذاردن و مشتقات آن را در مواردى كه بمعنى بجاى آوردن و ادا كردن ( اعم از اداى مال و حق يا اداى سخن ) بوده بزاء و در ديگر موارد بذال نوشته است « 1 » . 2 - كلمات هوى و مبتلى و ماجرى و نظائر آن را كه در تازى بياء نوشته مىشود معمولا بالف ( هوا ، مبتلا ، ماجرا ) نوشته است « 2 » . 3 - در كلمات پيشوايى و فرماييم و خدايى و امثال آن ، ياء اول را نقطه گذارده است ، بر خلاف شيوهء اين عصر كه در بالاى آن علامت همزه مانند را ( كه رفته‌رفته همزهء واقعى تصور شده است ) رسم مىكنند « 3 » . 4 - همزهء مكسورى را كه در اواسط بعض كلمات تازى از قبيل ( نوائب

--> ( 1 ) اين رسم با ضبط فرهنگهاى معتبر فارسى موافق است . ( 2 ) اين رسم بنابراين عقيده كه الفاظ تازى معمول در فارسى بايد از هر جهت ( چه در نوشتن و چه در طرز استعمال ) تابع قوانين فارسى باشد ( و نگارنده نيز براين عقيده‌ام ) پسنديده و درخور پيروى است . در رسم الخط عربى هم نوشتن بالف ( بر خلاف مشهور ) جائز است ( به آخر شرح نظام مراجعه شود ) . ( 3 ) يكى از مزايا و خصائص فارسى در برابر عربى اينست كه در زبان فارسى همزه جز در اول كلمه نمىآيد و اين شيوه نظر باينكه نمايندهء اين مزيت و علاوه براين مطابق با تلفظ نيز هست ، بايد حفظ شود و نويسندگان قديم هم اغلب آن را محفوظ مىداشتند ولى بعض متاخرين كه قواعد اعلال و اشتقاق عربى را دربارهء بعض لغات فارسى مجرى داشته‌اند ، ظاهرا ياء اين‌گونه كلمات را هم بقياس بر كلمات عربى بدل بهمزه كرده‌اند .